تبليغاتX
اندازه تنهاییم
به کلبه تنهایی من خوش امدی

درسته که تو دنیای مادی زندگی میکنیم و

 

 انسان زیباترین موجود خداوند هست

 

 ولی این انسان وقتی زیباست که دلش

 

قشنگ باشه وقتی زیباست که مهربان باشه

 

 کمی خود خواهی را کنار بزاره اینقدر

 

غرق دنیا نشه زندگی وقتی قشنگه که بادلی

 

 پاک همه را دوست داشته باشیم این دنیا

 

 گذراست یه روزی باید همه چی را بزاریم

 

 بریم. چرا چیزای که بدردمون نمی خوره

 

را فقط جمع میکنیم ؟ یکمی هم باید

 

 بفکر توشه راهمون باشیم اگه وقت کردیم

 

 یه بقچه مهربانی صداقت محبت

 

 روجمع کنیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط بهنام | 
لحظه جدايي هنگامي كه در چشمانت مي نگرم

 غمهاي جهان را يكسره از ياد ميبرم

 و هنگامي كه مرا در آغوش عشق ؛ ميگيري احساس ميكنم

 بجز تو كسي را دوست ندارم ؛ وقتي كه گريه ميكنم

 تو را در ميان اشكهايم ؛ ميبينم .

 ولي اشكهايم را پاك ميكنم تا كسي ؛ تو را نبيند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 2:19 قبل از ظهر  توسط بهنام | 

 

موقعی که میخواستمت می ترسیدم نگاهت کنم

 موقعی که نگاهت کردم می ترسیدم باهات حرف بزنم

 موقعی باهات حرف زدم می ترسیدم نازت کنم

 موقعی که نازت کردم می ترسیدم عاشقت بشم

حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط بهنام | 

 

اگر خدا تورو تا لبه ی پرتگاه برد به خدا اطمینان کن

 چون یا تورو از پشت میگیره یا به تو پرواز کردن

 یاد خواهد داد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 1:27 قبل از ظهر  توسط بهنام | 

 

این طرف ها

این طرف ها اسمان از دل من تیره تر است ونگاهم بر تو دیر گاهی

 ست که شرجی مانده من پراز افسوسم عادتم گشته هرزگاهی محکوم

 شوم به گناهی نچشیده سردومغموم شوم تو نمی دانی که من به یک

 روزنه محتاج... نه چراغی نه کسی نه فروغی نفسی منم وخاطره هایی

 که فقط گاه گاهی به تپش می افتد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط بهنام |