تبليغاتX
اندازه تنهاییم
به کلبه تنهایی من خوش امدی
در زمانی که وفا قصه برف به تابستان است

وصداقت گل نایابی است

ودر آینه چشمان شقایقها عابر ظالم و بی عاطفه غم جاریست

به چه کس باید گفت با تو خوشبخت ترینم؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 2:2 قبل از ظهر  توسط الهام | 
در آن شهری که مردانش عصا از کور میدزدند

من از خوش باوری اینجا

محبت آرزو کردم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 1:41 قبل از ظهر  توسط الهام |