![]() |
![]() |
|
| به کلبه تنهایی من خوش امدی |
|
کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!! دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم! آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت خدا دلش گرفته و از دست آدم بدا داره گريه ميکنه...... کاشکي که بارون بزنه به سقف و ايوون بزنه کاشکي دلم پر بگيره شادي رو از سر بگيره کاش دوباره بارون بياد رو تن ياس و نسترن کاشکي بوي خدا بياد تو کوچه و تو باغ من ......................... کاش دوباره بارون بياد اشک خدا رو ببوسم! تا که دلم جون بگيره از غم دنيا.... نپوسم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 1:57 قبل از ظهر توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام هدف از ایجاد این وبلاگ فقط نوشتن حرفای دلمه
این وبلاگ کلبه حقیر منه به این وبلاگ سر بزنید و تنهام نذارید |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
خدایا |
| نویسندگان |
|
الهام بهنام |
| پیوندها |
|
و اما عشق داداشی دوست دارم ترانه های عاشقانه تولدت مبارک تنهاترین سردار عشق هایی که از دل بیرون نمی روند بی تو هرگز |
|
RSS
|