تبليغاتX
اندازه تنهاییم
به کلبه تنهایی من خوش امدی
سلام دوستان حالتون که خوبه

اومدم بگم امروز تولد منه خیل نارا حتم چون ۱۹ سالم شده

 نمیدونم چرا تولدام همیشه ناراحتم

اخه دوست ندارم سنم بره بالا کوچیک که  بودم دوس داشتم۲۰ سالم بشه

وحالا که بزرگ شدم دوس دارم برگردم به دوران بچگی نمیدونم شما هم این حسو دارید؟

ببخشید از اینکه وقتتون رو گرفتم

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط الهام | 
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط الهام | 

 

موقعی که میخواستمت می ترسیدم نگاهت کنم

 موقعی که نگاهت کردم می ترسیدم باهات حرف بزنم

 موقعی باهات حرف زدم می ترسیدم نازت کنم

 موقعی که نازت کردم می ترسیدم عاشقت بشم

حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط بهنام | 

 

اگر خدا تورو تا لبه ی پرتگاه برد به خدا اطمینان کن

 چون یا تورو از پشت میگیره یا به تو پرواز کردن

 یاد خواهد داد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 1:27 قبل از ظهر  توسط بهنام | 

 

این طرف ها

این طرف ها اسمان از دل من تیره تر است ونگاهم بر تو دیر گاهی

 ست که شرجی مانده من پراز افسوسم عادتم گشته هرزگاهی محکوم

 شوم به گناهی نچشیده سردومغموم شوم تو نمی دانی که من به یک

 روزنه محتاج... نه چراغی نه کسی نه فروغی نفسی منم وخاطره هایی

 که فقط گاه گاهی به تپش می افتد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط بهنام | 

هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک

هفت تا دریا پر از اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق با یه حس بیقرارو کوچک

فقط میخواد بهت بگه

                               

 

 تولدت مبارک 

بهنام جان تولدت مبارک

ببخشید که یه ذره دیر آپ دیت کردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 1:21 قبل از ظهر  توسط الهام | 

 

ای روح من

این خود اندوهی است بس سوزناک.ای روح من.

تو در سکوت شب

معشوق را دیده و از شهد وجودش

غرق در لذتی . و این جسم تا ابد

قربانی تلخ وصال و فراق.

این خود رنجی است بس جانگداز ای روح من.

ای روح من . بر من رحم آر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 1:14 قبل از ظهر  توسط الهام |